تبلیغات
آسون بخون - مطالب علی محمد پیرهادی

آسون بخون - مطالب علی محمد پیرهادی

وبسایت آسون بخون.
وبسایت آموزشی علی محمد پیرهادی
                آسون بخون

جستجو

نظرسنجی سایت

چه مطالبی بیشتر از بقیه روی سایت قرار گیرد؟





فهرست موضوعات مطالب

هوادهی به میزان هوایی که به خاک وارد می شود اطلاق می گردد. خاکی که هوادهی مناسب در آن انجام می شود رشد خوب و سلامت ریشه های گیاهان را به دنبال دارد. ریشه ها عمیق رشد می کنند و توان کلی گیاه هم برای رشد بهبود پیدا می کند و گیاه قوی تر و سالم تری به وجود می آید. بنابراین هوادهی را می توان یک اصل حیاتی برای داشتن گیاهان سالم دانست.

مهم است اطمینان حاصل کنیم مواد مغذی می توانند به خاک برسند و آب و کود در خاک هایی بهتر قادرند به ریشه برسند که به اندازه کافی هوا به داخل آنها وارد می شود. خاکی که به آن هوادهی انجام نمی شود اغلب فشرده می شود و به این ترتیب جلوی جذب رطوبت و مواد مغذی به ریشه گرفته می شود.

دلیل نیاز به هوادهی هم همین فشردگی خاک است. خاک فشرده، ذرات جامد بسیار زیاد در یک حجم و یا فضای مشخص است که مانع گردش مناسب هوا، آب و مواد مغذی در خاک می شود. این خاک می تواند باعث شود ریشه ها از گرسنگی از بین بروند.

در این حالت ایجاد سوراخ های کوچک در خاک اجازه می دهد هوا، آب و مواد مغذی به ریشه های گیاهان نفوذ کنند.

در اصل دو روش اصلی هوادهی خاک وجود دارد. یک راه حفر سوراخ به صورت دستی، خیش زدن یا برگرداندن خاک است. راه دوم، کرم های خاکی و برخی از موجودات تونل زن دیگر هستند که به طور طبیعی در هنگام تغذیه خود و حرکت کردن از میان خاک هوادهی را انجام می دهند.

نویسنده : نظرات () دوشنبه ششم شهریورماه سال 1396 - ساعت 19 و 50 دقیقه و 00 ثانیه

با سلام خدمت همه ی بازدید کننده ها.

امروز مقاله ای در مورد رنگ سیاره ها بر روی سایت قرار داده ام.از آن جا که این مقاله به فصل 10 علوم نهم(نگاهی به فضا)مربوط است،خواندن این مقاله خالی از لطف نیست.

ما اغلب در اخبار و یا مجلات، عکس های زیبای درخشانی از سیاره هایی رنگارنگ می بینیم. آیا این رنگ ها حقیقی اند؟ پاسخ این است که ممکن است سیاراتگوی هایی به همین طراوتی که ما در مجلات می بینیم نباشند اما باز هم اشیای خیره کننده ای با رنگ های متفاوت اند. در این مطلب رنگ های سیارات و دلایلی که به این رنگ ها دیده می شوند بیان می شود.

گرفتن عکس از تیر یا عطارد به خاطر شماری از دلایل دشوار است. نزدیکی عطارد به خورشید باعث می شود گرفتن تصاویر واضح و روشن از آن از سیاره زمین تقریباً غیر ممکن باشد، بنابراین تنها عکس های مناسب و معقولی که وجود دارد به وسیله فضاپیماهایی مانند مارینر 10 گرفته شده. سطح عطارد بسیار شبیه به سطح ماه زمین است. عطارد سیاره ای خاکستری است که با چاله پوشیده شده. رنگ خاکستری سطح آن از آهن و سایر ترکیبات سنگینی که سطح سنگی این سیاره را تشکیل می دهند ناشی شده است. از آنجایی که عطارد جو ندارد، عکس ها تنها سطح سنگی آن را نشان می دهند.

سیاره زهره به نظر می رسد زرد رنگ باشد. دلیل آن اسید سولفوریکی است که در جو ضخیم این سیاره وجود دارد. در واقع سطح این سیاره، وقتی از میان جو زرد رنگ مشاهده نشود، رنگ آهن- خاکستری، شبیه به سطح عطارد و ماه دارد.

سیاره زمین، وقتی از فضا به آن نگریسته شود، یک گوی آبی با تکه های سفید، سبز و قهوه ای است. هفتاد درصد سطح زمین آب است و رنگ آبی ای که از فضا دارد به خاطر همین آب است. زمین جو ضخیمی دارد که از سیاره در مقابل اشعه مضر محافظت می کند و از فضا مانند ابرهای سفید به نظر می رسد. بسته به نوع پوشش جوی ابر شکل، اشکال فیزیکی و فضای سبز زمین را هم می توان از فضا مشاهده کرد.

رنگ مایل به سرخ سیاره مریخ باعث شده رومیان باستان نام خدای جنگ خود مارس را بر روی آن بگذارند. رنگ سرخ از زنگ زدگی های موجود در سنگ های روی سطح مریخ ناشی می شود. این زنگ زدگی ها به این دلیل قابل مشاهده اند که تقریباً هیچ پوشش ابری ای در مریخ وجود ندارد.

سیاره مشتری از گازهای مختلف از جمله هیدروژن و هلیم تشکیل شده است. جو مشتری هم مانند زهره، گوگرد دارد که رنگ زرد کثیفی به آن می دهد. همچنین نقاطی با رنگ های دیگر روی این سیاره دیده می شود که نتیجه طوفان های شدیدی است که در آن جا رخ می دهد. نقطه قرمز بزرگ، معروف ترین طوفانی است که روی این سیاره رخ می دهد.

سیاره زحل (کیوان) سیاره ای گازی با نوارهای نارنجی و سفید است. در این سیاره آمونیاک ابرهای سفیدی تشکیل می دهد، در حالی که هیدروسولفید آمونیاک ابرهای نارنجی ایجاد می کند. این سیاره در عکس ها، اغلب به رنگ زرد و قرمز دیده می شود.

رنگ سیاره اورانوس آبی- سبز روشن است زیرا مقدار زیادی گاز متان در این سیاره وجود دارد. گاز متان رنگ قرمز را جذب می کند که به این معنی است که رنگ های سمت آبی- سبز طیف را بازتاب می دهد. به این ترتیب رنگ هایی که بازتاب داده می شوند در عکس ها ثبت می شوند و اورانوس را سبز-آبی می کنند. برخی از عکس هایی که در سال 1986به وسیله ویجر 2 از اورانوس گرفته شده، این سیاره را به صورت یک گوی سبز روشن نشان می دهد در حالی که این طور نیست.

سیاره نپتون نیز آبی است چراکه مقدار قابل توجهی از گاز متان در این سیاره وجود دارد. رنگ آبی نپتون در مقایسه با اورانوس کمی تیره تر است دلیلش این است که از خورشید دورتر است.

نویسنده : نظرات () دوشنبه ششم شهریورماه سال 1396 - ساعت 13 و 14 دقیقه و 00 ثانیه

ونوس مگس خوار

برگ های گیاهان به حفظ حیات بر روی زمین کمک می کنند چراکه هم برای گیاهان و هم برای جانوران غذا تولید می کنند.

برگ محل فتوسنتز در گیاهان است. فتوسنتز فرایند جذب انرژی از نور خورشید و استفاده از آن برای تولید مواد غذایی در قالب قند است. برگ ها این امکان را به گیاهان می دهند تا نقش شان را به عنوان تولید کنندگان اولیه در زنجیره غذایی ایفا کنند.

نه تنها برگ ها غذا می سازند بلکه در طول فتوسنتز اکسیژن هم تولید می کنند و دست اندرکار اصلی چرخه کربن و اکسیژن محیط محسوب می شوند. برگ ها قسمتی از بخش هوایی گیاه اند که ساقه ها و گل ها را هم شامل می شود.

آناتومی برگ

برگ ها را می توان در انواع اشکال و اندازه ها پیدا کرد. بیشتر برگ ها پهن، صاف و معمولاً به رنگ سبز اند. بعضی از گیاهان، به عنوان مثال مخروطیان، دارای برگ هایی با اشکالی مانند سوزن یا فلس اند.

شکل برگ به گونه ای است که بهترین تناسب را با زیستگاه گیاه داشته باشد و فتوسنتز را به حداکثر برساند. در شکل پایه ای برگ در نهاندانگان (گیاهان گلدار)، پهنک، دمبرگ و گوشوارک دیده می شود.

پهنک، بخش پهن و گسترده یک برگ

رأس- نوک برگ

حاشیه- منطقه مرزی برگ. حاشیه ها می توانند صاف، دندانه دار، لوبی و یا تفکیک شده و بخش بخش باشند.

رگبرگ ها- دسته ای از بافت های آوندی که تکیه گاه برگ اند و مواد مغذی را انتقال می دهند.

رگبرگ اصلی- رگبرگ مرکزی اصلی که از رگبرگ های ثانویه حاصل می شود.

قاعده- ناحیه ای از برگ که پهنک را به دمبرگ متصل می کند.

دمبرگ- ساقه نازکی که برگ را به ساقه متصل می کند.

گوشوارک- ساختارهای برگ مانندی در قاعده برگ.

شکل برگ، حاشیه و رگبرگ از ویژگی های اصلی ای است که در شناسایی گیاهان مورد استفاده قرار می گیرد.

ساختمان برگ

سطح مقطع برگ که بافت ها و سلول ها را نشان می دهد

بافت های برگ

بافت برگ از لایه هایی از سلول های گیاهی تشکیل شده است. به عبارت دیگر انواع مختلف سلول های گیاهی سه بافت اصلی موجود در برگ ها را تشکیل می دهند. این بافت ها شامل یک لایه بافت مزوفیل است که بین دو لایه اپیدرم قرار دارد. بافت آوندی برگ در درون لایه مزوفیل واقع شده است.

بشره

لایه بیرونی برگ به نام اپیدرم شناخته می شود. اپیدرم یک پوشش مومی شکل به نام کوتیکول ترشح می کند که به گیاه کمک می کند آب را حفظ کند. اپیدرم داخلی برگ گیاه نیز حاوی سلول های خاصی به نام سلول های نگهبان است که تبادل گاز بین گیاه و محیط را تنظیم می کنند. سلول های نگهبان اندازه منافذ تنفسی ای به نام روزنه (منفذ تنفسی) را در اپیدرم کنترل می کنند. باز و بسته شدن روزنه ها به گیاهان اجازه می دهد گازهایی شامل بخار آب، اکسیژن و دی اکسید کربن را هنگامی که نیاز است حفظ یا آزاد کنند.

مزوفیل

لایه مزوفیل میانی از یک منطقه مزوفیل نرده ای و یک منطقه مزوفیل اسفنجی تشکیل شده است. مزوفیل نرده ای شامل سلول های ستونی شکل با فواصل بین سلول ها است. بیشتر کلروپلاست گیاه در مزوفیل نرده ای یافت می شود. کلروپلاست ها اندامک هایی هستند که حاوی کلروفیل اند. کلروفیل یک رنگدانه سبز است که انرژی را از نور خورشید برای فتوسنتز جذب می کند.

مزوفیل اسفنجی در زیر مزوفیل نرده ای واقع شده است و از سلول هایی با اشکال نامنظم تشکیل شده است. بافت آوندی برگ در مزوفیل اسفنجی یافت می شود.

بافت آوندی

رگبرگ های برگ از بافت آوندی تشکیل شده اند. بافت آوندی حاوی ساختارهای لوله شکلی به نام آوند چوبی و لیف اند که مسیرها را برای این که آب و مواد غذایی در سراسر برگ ها و گیاه جریان پیدا کنند فراهم می آورند.

ونوس مگس خوار

برگ های ونوس مگس خوار به میزان زیادی با سازوکار به دام انداختن حشرات تطبیق یافته اند

برگ های تخصص یافته

بعضی از گیاهان برگ هایی دارند که به گونه ای تخصص یافته اند تا علاوه بر کار فتوسنتز وظایف دیگری را هم انجام دهند. به عنوان مثال، گیاهان گوشتخوار برگ های تخصص یافته ای دارند که به فریب دادن و به دام انداختن حشرات می آید. این گیاهان باید رژیم غذایی شان را با مواد مغذی ای که از هضم جانوران به دست می آید تکمیل کنند چرا که در مناطقی ساکن اند که در آنها کیفیت خاک فقیر است.

ونوس مگس خوار برگ های دهان مانند دارد که مانند تله اند و حشرات را در درون شان به دام می اندازند. سپس آنزیم ها در برگ ها آزاد می شوند تا طعمه را هضم کنند.

برگ های گیاهان کوزه ای، شکلی مشابه کوزه و رنگ روشن دارند تا حشرات را جذب کنند. داخل دیواره برگ ها با فلس های مومی شکل پوشیده شده که آنها را بسیار لغزنده می کند. حشراتی که بر روی برگ ها فرود می آیند ممکن است به کف برگ های کوزه ای شکل بلغزند و به وسیله آنزیم ها هضم شوند.

جانورانی که خودشان را برگ جا می زنند

به سختی می توان این قورباغه شاخدار آمازون را به خاطر رنگ بندی اش در میان بستر برگ های جنگل تشخیص داد

جانورانی که خودشان را برگ جا می زنند

برخی از جانوران از برگ ها تقلید می کنند تا تشخیص داده نشوند. آنها به عنوان یک سازوکار دفاعی خودشان را به شکل برگ در می آورند و استتار می کنند تا از دست شکارچیان فرار کنند. جانوران دیگر به صورت برگ ظاهر می شوند تا شکارشان را به دام بیندازند. افتادن شاخ و برگ گیاهان در پاییز امکان یک استتار مناسب را برای جانورانی که خودشان را شبیه برگ ها جا می زنند فراهم می کند. نمونه هایی از جانورانی که به تقلید برگ می پردازند قورباغه شاخدار آمازون و حشرات برگی اند که وانمود می کنند برگ اند.

نویسنده : نظرات () دوشنبه ششم شهریورماه سال 1396 - ساعت 12 و 49 دقیقه و 00 ثانیه

زمین و ماه

زمین سفری طولانی به دور خورشید انجام می دهد. این سفر یک ساله حرکت انتقالی یا گردشی نامیده می شود. این حرکت انتقالی، 365 روز یا یک سال طول می کشد. در این سفر به دور خورشید، زمین در یک مدار می گردد.

مدار مسیری است که یک شیء در فضا، هنگامی که حول شیئی دیگر حرکت گردشی انجام می دهد دنبال می کند.

شاید توجه کرده باشید که بعضی اوقات ماه در طول ساعات روز در آسمان است. دلیل اش این است که ماه در مداری حول زمین حرکت می کند درست مثل زمین که حول خورشید حرکت می کند. وقتی که ماه یک دایره کامل را حول زمین پیموده است یک حرکت انتقالی کامل را انجام داده است. حرکت انتقالی ماه در مدارش حول زمین حدود 29 روز طول می کشد.

وقتی هم که زمین حول محورش می گردد، ماه هر روز از دید ما خارج می گردد یا به آن وارد می شود درست مثل آن چه که در مورد خورشید و ستارگان می بینیم. بنابراین، ماه هم به نظر می رسد که طلوع می کند، از این سو به آن سوی آسمان می رود و غروب می کند. به خاطر این که ماه حول زمین می گردد، هر روز در زمان های متفاوتی مقابل دید ما ظاهر می شود و یا ناپدید می شود. هر روز وقتی که به ماه نگاه می کنیم یک کمی بیشتر حول زمین گردش کرده است. این باعث می شود که ماه هر روز در زمان متفاوتی بالا بیاید.

نویسنده : نظرات () دوشنبه ششم شهریورماه سال 1396 - ساعت 12 و 45 دقیقه و 00 ثانیه

صفحات زمین

نظریه تکتونیک صفحه ای بر این ایده بنا شده که هشت صفحه اصلی بر روی سطح زمین وجود دارد. همچنین مجموعه ای از صفحات خرد را نیز باید به صفحات اصلی افزود. صفحات مانند پوست سیاره ما هستند. آنها به طور دایم درحال حرکت به اطراف زمین اند. وقتی می گوییم دایم در حال حرکت اند، از جابجایی چندین سانتی متری در هر سال صحبت می کنیم. ما نمی توانیم این جابجایی را مشاهده کنیم مگر این که شاهد یک زلزله باشیم.

آیا صفحات واقعاً شناورند؟

صفحاتی که ذکر شد لایه بالایی زمین که سنگ کره (لیتوسفر) نامیده می شوند را تشکیل می دهند. (لیتوسفر بخش سفت و سخت خارجی زمین و در واقع پوسته زمین است.) به طور مستقیم در زیر لایه لیتوسفر لایه استنوسفر قرار دارد. استنوسفر یک منطقه سیال (جاری و روان) ساخته شده از سنگ مذاب است. (استنوسفر در واقع گوشته بالایی است و در زیر پوسته واقع شده.) حرارت ثابت و تشعشع از مرکز زمین خارج می شود. این انرژی آن چیزی است که به طور دایم سنگ ها را گرم و آنها را ذوب می کند. نظریه صفحات تکتونیکی می گوید که صفحاتی که ذکر شد در بالای سنگ مذاب شناورند و به اطراف سیاره حرکت می کنند. آن را به مثابه یخ شناور در بالای نوشابه تان تصور کنید. زمانی که قاهره ها و صفحات حرکت می کنند، رانش قاره ای نامیده می شود.

به سنگ مذاب داخل استنوسفر، نه به صورت سنگ بلکه به عنوان مایع فکر کنید. این مایع درست مثل هر مایع دیگری جاری می شود. هنگامی که صفحات شناور پراکنده می شوند، مرکز بازشدگی صفحات نامیده می شود. هنگامی که آنها در حال حرکت با هم هستند پهنه فرورانش نامیده می شود. هنگامی که آنها با هم نیرو وارد می کنند، منطقه همگرایی نامیده می شود. در یک منطقه همگرایی، یکی از صفحات معمولاً زیر دیگری حرکت می کند. هنگامی که صفحه به پایین و به داخل استنوسفر حرکت می کند شروع به ذوب شدن می کند. مکانی که صفحات به هم می رسند شکاف یا ترانشه دارد. برخی از عمیق ترین بخش های اقیانوس ها این ترانشه ها هستند.

شواهد علمی

چطور می توان ایده تکتونیک صفحه ای را اثبات کرد؟ دانشمندان به سراسر زمین سفر کرده اند و شواهدی پیدا کرده اند که از ایده تکتونیک صفحه ای پشتیبانی می کند. اولین شاهد آن چیزی است که در قاره ها دیده می شود. آیا تا به حال توجه کرده اید که آفریقا و آمریکای جنوبی به حدی با هم جورند که به نظر می رسد می توانستند یکی باشند؟ دانشمندان نقشه ای را بریده اند و قاره ها را نزدیک هم حرکت داده اند و به یک توده خشکی عظیم به نام پانگه آ (یک ابرقاره) رسیده اند.

دانشمندان همچنین فسیل ها (استخوان های جانوران و یا گیاهانی که مدت زیادی از مرگشان گذشته) را در قاره های مختلف بررسی کرده اند. آنها دریافتند که فسیل های روی استرالیا شبیه به فسیل های جنوب آسیا هستند. دانشمندان فکر می کنند که گیاهان یکسانی روی این قاره ها زندگی می کردند اما زمانی که قاره ها از یکدیگر جدا شدند گیاهان جدید تکامل یافتند. همچنین هنگامی که دانشمندان حفاری می کنند به نوع سنگ ها هم نگاه می کنند. در ساحل غربی آفریقا سنگ هایی بسیار مشابه با سنگ های ساحل شرقی جنوب آمریکا وجود دارد. این بیش از تصادف به نظر می رسد.

نویسنده : نظرات () یکشنبه پنجم شهریورماه سال 1396 - ساعت 09 و 22 دقیقه و 00 ثانیه

پوسته خارجی تر زمین، میلیاردها سال قبل بلافاصله بعد از این كه زمین شكل گرفت سخت و محكم شد. پوسته زمینیك پوسته خاكی صرف نیست. این پوسته به صورت صفحات بسیار بزرگ و ضخیم شكسته شده ای است كه روی پوشش زیرین و كم استقامت و نرمی به نام گوشته (mantle) حركت می كند.

صفحات از سنگ و خاك ساخته شده اند و در سراسر كره زمین حركت می كنند. آنها هم به شكل افقی (پهلوها) و هم به صورت عمودی (بالا و پایین) حركت می كنند. همچنین پس از طی دوره های طولانی زمانی، اندازه صفحات تغییر می كند. مثلاً به حاشیه هایشان اضافه می شود، به همدیگر برخورد می كنند یا به سمت پایین و به سوی گوشته زمین هل داده می شوند. این صفحات از 50 تا 250 مایل یا 80 تا 400 كیلومتر ضخامت دارند.

به این ترتیب نقشه زمین همیشه تغییر می كند. صفحات زیرین حركت می كنند، اندازه صفحات هم تغییر می كند. همچنین سطح دریاها در طول زمان تغییر می كند (چون دما روی زمین متفاوت است و یخ قطب ها ذوب می شود یا منجمد می شود) در نتیجه یا حجم دریا بیشتر می شود یا برعكس دریا از پوسته عقب نشینی می كند.

صفحات اقیانوسی و قاره ای كنونی عبارتند از: صفحه اوراسیایی، صفحه استرالیایی-هندی، صفحه فیلیپین، صفحه اقیانوس آرام، صفحه "جوآن دو فوكا" (Juan du Fuca)، صفحه نازكا (Nazca)، صفحه كوكوس (Cocos)، صفحه آمریكای شمالی، صفحه كاراییب، صفحه آمریكای جنوبی، صفحه آفریقا، صفحه عربی، صفحه قطب جنوب و صفحه اسكاتیا (Scotia). این صفحات خودشان شامل زیر صفحات كوچك تری می شوند.

نوع پوسته متوسط ضخامت متوسط عمر ترکیب اصلی
پوسته قاره ای

20-28

کیلومتر

سه میلیارد سال گرانیت
پوسته اقیانوسی

10

کیلومتر

معمولاً 70 تا 100 میلیون

سال قدمت دارد

بازالت

نظریه تکتونیک صفحه ای (به معنی ساختمان صفحه) در دهه 1960 مطرح شد. این نظریه درباره حركت صفحات زمین توضیح می دهد و همچنین بیان می كند كه این حركت باعث زمین لرزه ها، آتشفشان ها، ترانشه های اقیانوسی، تشكیل رشته كوه ها و بسیاری دیگر از پدیده های زمین شناسی می شود.

صفحات با سرعتی كه یك تا ده سانتی متر در سال تخمین زده می شود حركت می كنند. بیشتر فعالیت های لرزه ای زمین (آتشفشان ها و زمین لرزه ها) در مرزهای صفحات، موقعی كه فعل ودانفعالاتی انجام می شود، صورت می گیرد.

لایه بالایی سطح زمین پوسته نامیده می شود (پوسته بالای صفحات قرار دارد). پوسته اقیانوسی (پوسته باریكی واقع در زیر اقیانوس ها) باریك تر و متراكم تر از پوسته قاره ای است. پوسته به طور دایم ایجاد می شود و از بین می رود. پوسته اقیانوسی فعال تر از پوسته قاره ای است.

زیر پوسته، گوشته سنگی است كه از سیلیكون، اكسیژن، منیزیوم، آهن، آلومینیوم و كلسیوم تشكیل شده. گوشته بالاتر سخت و انعطاف ناپذیر است و بخشی از لیتوسفر است (همراه با پوسته). گوشته پایین تر به آهستگی و در حدود چند سانتی متر در سال جریان دارد. استنوسفر بخشی از گوشته بالاتر است كه خواص پلاستیكی نشان می دهد. این بخش كه در زیر لیتوسفر قرار گرفته (پوسته و گوشته بالاتر)، بین 100 و 250 كیلومتر عمق دارد.

چند بار در تاریخ، برخورد بین قاره ها یك قاره بسیار بزرگ درست كرده. اگرچه پوسته قاره ها ضخیم است، اما آسان تر از پوسته اقیانوسی می شكند. حدود یك سوم سطح زمین با پوسته قاره ای پوشیده شده. فرایند از هم جدا شدن و دوباره ملحق شدن قاره ها به هم چرخه ویلسون نام دارد. زمین شناس كانادایی جان توزو ویلسون اولین كسی بود كه این وضعیت را توصیف كرد.

قاره ها شاید از بیش از دو میلیارد سال قبل در حركت بوده اند. زمین شناسان فقط شواهدی از سنگ ها دارند تا حركت قاره ها را در 800 میلیون سال گذشته بفهمند و بازسازی كنند.

زمین شناسان این را می دانند كه حدود 800 میلیون سال قبل قاره ها در یك قاره بسیار بزرگ به نام رودینیا (rodinia) جمع بوده اند. آنچه كه امروزه آمریكای شمالی hست، در مركز رودینیا بوده است. جریان مواد در گوشته زمین باعث شد رودینیا به قطعات زیادی تجزیه شود كه دوباره این قطعات بین 500 میلیون تا 250 میلیون سال قبل به هم برخورد كردند. برخورد بین آنچه حالا قاره آمریكای شمالی نامیده می شود با قاره های اروپا و آفریقا باعث بیرون آمدن كوه های آپالاچیان در آمریكای شمالی شد. برخورد بین بخشی از سیبری امروزی و اروپا كوه های اورال را به وجود آورد.

تا 250 میلیون سال قبل قاره ها در قاره بسیار بزرگ دیگری به نامپانگه آ (Pangaea) جمع بودند. یك اقیانوس تنهای فراگیر به نام پانتالاسا (panthalassa) پانگه آ را احاطه كرد بود. حدود 200 میلیون سال قبل پانگه آ شروع به تجزیه كرد و به دو توده سرزمینی بزرگ به نام گوندوانالند و لوراسیا تقسیم شد.

گوندوانالند هم تجزیه شد و قاره های آفریقا، قطب جنوب، استرالیا و آمریكای جنوبی و شبه قاره هند را تشكیل داد. لوراسیا هم در نهایت به اوراسیا و آمریكای شمالی تقسیم شد. همین طور كه صفحات قاره ای تقسیم شدند و از هم دور شدند، پوسته اقیانوسی جدید بین آنها تشكیل شد. حركت قاره ها بعد از میلیون ها سال به موقعیت كنونیشان منجر شده.

صفحات به آهستگی روی یك لایه خیلی داغ سر می خورند. در بعضی مكان ها صفحات در اثر ضربه ناشی از برخورد به داخل همدیگر كیس می شوند. این وضعیت كوه ها را به وجود می آورد. در مكان های دیگر صفحات از هم دور می شوند. این باعث می شود پوسته جدیدی شكل بگیرد. این تغییرات میلیون ها سال به طول می انجامد و دیگری لغزش جانبی است. حركت كردن صفحات، قاره های زمین را حركت داده تا جایی كه به صورت كنونی درآمده اند.

به این ترتیب حركت صفحات به صورت های واگرایی، همگرایی و امتداد لغزان است.

حركت صفحه واگرا

زمانی كف دریا گسترش پیدا می كند كه دو صفحه اقیانوسی از همدیگر دور می شوند (در مرز یك صفحه واگرا)، كه نتیجه آن تشكیل پوسته جدید اقیانوسی است (این پوسته از گدازه ای كه از داخل گوشته زمین بالا می آید تشكیل می شود). در كنار آن یك كوه میان دریایی نیز هست. تئوری گسترش كف اقیانوس اولین بار به وسیله هری هس و رابرت دیتز در دهه 1960 ارایه شد.

حركت صفحه همگرا

موقعی كه صفحات به هم برخورد می كنند (در مرز یك صفحه همگرا)، مقداری از پوسته در برخورد ویران می شود و صفحات كوچك تر می شوند. نتایج متفاوت است و بستگی به این دارد كه چه نوع صفحاتی درگیر برخورد بوده اند.

اگر صفحه اقیانوسی و صفحه قاره ای به هم برخورد كنند: هر موقع صفحه اقیانوسی باریك متراكمی با یك صفحه نسبتاً سبك و ضخیم قاره ای برخورد كند، صفحه اقیانوسی تحت تأثیر نیروی صفحه قاره ای قرار می گیرد. این وضعیت فرورانش (subduction) نامیده می شود.

وقتی دو صفحه اقیانوسی به هم برخورد می كنند: در این صورت یكی ممكن است به زیر دیگری كشیده شود و گدازه از گوشته بالا بیاید و زمینه تشكیل آتش فشان ها را در مجاورت ایجاد کند.

وقتی دو صفحه قاره ای به هم برخورد می كنند: در این صورت ردیفی از كوه ها به وجود می آید. چراکه پوسته ای كه تصادف كرده فشرده می شود و رو به بالا هل داده می شود.

حركت صفحه به صورت امتداد لغز (در امتداد هم می لغزند)

موقعی كه دو صفحه به صورت افقی بر خلاف جهت همدیگر حركت می كنند، مقدار وحشتناكی اصطكاك به وجود می آید كه حركت را به صورت لرزه در می آورد. صفحات همدیگر را لمس می كنند، سپس گیر می كنند و در هم فرو می روند و در نتیجه اصطكاك و فشار، سطوحی غیر قابل پیش بینی ساخته می شود. موقعی كه فشار ناگهان آزاد می شود و صفحات ناگهان تكان می خورند، زلزله به وجود می آید.

در سال 1915، زمین شناس و هواشناس آلمانی آلفرد واگنر (1930-1880) برای اولین بار نظریه حركت قاره ای را ارایه داد. این نظریه بیان می كرد كه بخش هایی از پوسته زمین به آهستگی روی هسته مایع حركت می كند. فسیل ها تأییدی بر نظریه های مربوط به ساختمان تکتونیک صفحه و حركت قاره ای هستند.

واگنر گفت كه در 200 میلیون سال قبل یك قاره بسیار بزرگ و اصلی وجود داشته كه او آن را پانگه آ می نامد. معنی پانگه آ -همه، زمین- است. پانگه آ یك قاره بسیار بزرگ بوده كه همه جرم خشكی های زمین را شامل می شده. این قاره بزرگ در دوره پرمین در دوران ژوراسیك به وجود آمده. در دوران ژوراسیك پانگه آ شروع به تجزیه می كند و در نتیجه قاره های گوندوانالند و لوراسیا شكل می گیرند و به وسیله دریای تیتیس از هم جدا می شوند. با پایان دوره كرتاسه این دو قاره به شكل خشكی هایی از هم جدا شده اند كه شبیه قاره های جدید امروزی ما است.

واگنر این نظریه را در سال 1915 در كتابش "منشأ قاره ها و اقیانوس ها" منتشر كرد. در این كتاب او همچنین نظریه وجود قاره بسیار بزرگ پانگه آ را ارایه كرد.

مدرك فسیل برای حمایت از نظریه واگنر

ادوارد سوئز (eduard sues) زمین شناس اتریشی اولین كسی بود كه گفت زمانی یك پل خشكی بین آمریكای جنوبی، آفریقا، هند، استرالیا و قطب جنوب وجود داشته. او این توده زمینی بزرگ را گوندوانالند نام گذاری كرد (این نام از بخشی از کشور هند گرفته شده كه فسیل گیاه گلوسوپتریس در آن پیدا شد). او گفت كه قاره بسیار بزرگ جنوبی، بعد از این كه پانگه آ تجزیه شده، شكل گرفته. او دلایلش را بر اساس به دست آمدن گیاه گلوسوپتریس در سراسر هند، آمریكای جنوبی، آفریقای جنوبی، استرالیا و قطب جنوب، استوار كرد.

از طرفی فسیل های مزوسوروس (یكی از از اولین خزندگان شناور حتی قدیمی تر از دایناسورها) هم در آمریكای جنوبی و هم آفریقای جنوبی پیدا شده است. گلوسوپتریس (glossopteris) یك گیاه درخت مانند از دوره پرمین است. این گیاه برگ های زبانی شكل دارد و حدود 12 فوت یا 3.7 متر بلندی دارد. این گیاه، گیاه برجسته دوره ای است كه قاره گوندوانا وجود داشته است.

نویسنده : نظرات () یکشنبه پنجم شهریورماه سال 1396 - ساعت 09 و 21 دقیقه و 00 ثانیه

امروز مقاله ای کاملا مفید بر روی سایت قرار داده ام از آن جایی که این مقاله به فصل 9 علوم نهم و فصل اول مطالعات اجتماعی و به علوم هفتم نیز مربوط است به هیچ وجه خواندن این مقاله خالی از لطف نیست.

از نظر فاصله از خورشید، زمین سومین سیاره در منظومه شمسی است. زمین در مداری حول خورشید می گردد. زمین تنها سیاره منظومه شمسی است كه در آن حیات وجود دارد.

سطح زمین با آب، سنگ و خاك پوشیده شده و هوا اطراف آن را فرا گرفته. حیوانات و گیاهان تقریباً در همه سطح زمین زندگی می كنند. آنها به این دلیل می توانند بر روی زمین زندگی كنند كه زمین فاصله مناسبی از خورشید دارد. موجودات زنده به گرما و نور خورشید نیاز دارند. اگر زمین به خورشید نزدیك تر بود آنقدر گرم می شد كه موجودات زنده نمی توانستند در آن زندگی كنند. اگر هم دورتر از خورشید بود آنقدر سرد می شد كه موجودات زنده باز هم نمی توانستند در آن زندگی كنند. همچنین زمین مقدار زیادی آب دارد. بیشتر موجودات زنده به آب نیاز دارند.

ماه

زمین یك ماه دارد. قطر ماه حدود یك چهارم قطر زمین است. ماه احتمالاً زمانی بخشی از زمین بوده كه بر اثر برخورد یك جسم غول پیكر با زمین در میلیاردها سال پیش شكسته و از آن جدا شده است.

جرم، تراكم و سرعت فرار از جاذبه

جرم زمین حدود 5.98x1024 كیلوگرم است. متوسط تراكم زمین 5520 كیلوگرم بر متر مكعب است (تراكم آب 1027 كیلوگرم بر مترمكعب است). زمین متراكم ترین سیاره در منظومه شمسی ما است.

برای فرار از كشش جاذبه ای زمین، سرعت یك شیء باید به 24840 مایل در ساعت یا 39976 کیلومتر در ساعت برسد.

جو

جو زمین عبارت از لایه باریكی از گازهایی است كه زمین را احاطه كرده اند. جو از 78 درصد نیتروژن، 21 درصد اكسیژن، 0.9 درصد آرگون، 0.03 درصد دی اكسید كربن و مقادیر كمی از گازهای دیگر تشکیل شده. به وجود آمدن اشکال مختلف حیات بر روی زمین، به تركیب جو بستگی داشته است.

طول یك روز و یك سال بر روی زمین

هر روز روی زمین 23.93 ساعت طول می كشد. یعنی 23.93 ساعت طول می كشد تا زمین یك بار به دور محورش بچرخد (این روز، روز نجومی است). هر سال زمینی 365.26 روز طول می كشد یعنی 365.26 روز طول می كشد تا زمین یك بار دور خورشید بگردد). این زمان سال نجومی نامیده می شود. از آنجایی كه زمین در هر سال و در هر بار چرخشش نمی تواند این دور را كامل كند در هر سال شش ساعت كنار گذاشته می شود و در هر چهار سال یك روز به سال اضافه می شود. این سال كه 366 روز دارد سال كبیسه نامیده می شود. این روز در ایران در پایان سال و در ماه اسفند به سال شمسی اضافه می شود و بنابراین در سال كبیسه اسفند 30 روز دارد. چرخش زمین در طول زمان آهسته تر می شود (حدود یك ثانیه در هر ده سال آهسته تر می شود).

قطر زمین حدود 8000 مایل یا 13000 كیلومتر است. زمین از نظر اندازه پنجمین سیاره منظومه شمسی است (بعد از مشتری، کیوان (زحل)، اورانوس و نپتون).

قطر مشتری كه بزرگ ترین سیاره منظومه شمسی است 11 برابر بزرگ تر از قطر زمین است. قطر پلوتون كه زمانی كوچك ترین سیاره منظومه شمسی محسوب می شد (پلوتون اینک سیاره کوتوله نامیده می شود) یک پنجم قطر زمین است.

ارسطو (276-194 قبل از میلاد) استادی یونانی بود كه برای اولین بار محیط زمین را تعیین كرد. او سایه ماه در مصر را در میانه تابستان و در چاه های عمیق سین (كه حالا سد آسوان روی رود نیل است) و نیز اسكندریه با هم مقایسه كرد. ارسطو تقریباً فرض كرد كه اشعه خورشید موازی هستند. با دانستن فاصله بین دو مكان، او موقعیت زمین را 250000 استادیا محاسبه كرد. این كه استادیا دقیقاً چه میزان فاصله است نمی دانیم. بنابراین درستی این محاسبه معلوم نیست. اما ظاهراً خیلی به اندازه واقعی نزدیك بوده است. او همچنین به درستی كجی محور زمین و فاصله زمین تا ماه و خورشید را محاسبه كرد.

تصور بیشتر مردم از زمین، یك توپ است كه قطب شمال در نوك و قطب جنوب در كف آن قرار دارد. زمین و سایر سیارات، ماه های بزرگ و ستارگان و در حقیقت بیشتر اشیایی كه در فضا هستند و قطر آنها بزرگ تر از حدود 200 مایل یا 320 كیلومتر است، به خاطر نیروی جاذبه کنار هم هستند. جاذبه، مواد را به طرف مركز اجسام می كشد. ماه های كوچك مثل دو تا ماه های مریخ چنان جاذبه كمی دارند كه گرد نشده اند و ناصاف باقی مانده اند.

خانه ما زمین، آب های شیرین، اقیانوس ها و قاره هایی دارد که بالای سطح دریا قرار دارند

برای بدن های ما پایین، مسیری است كه جاذبه ما را به طرف خود می كشد. آدم ها در هر جایی از سطح زمین كه باشند احساس می كنند كه به طرف مركز زمین كشیده می شوند (چه در ایران باشند و چه در آفریقا). بالا از نظر مردم رو به آسمان است. جاذبه در سیارات و ماه های دیگر هم همین گونه عمل می كند.

زمین كاملاً گرد نیست. چرخش زمین باعث می شود كه میانه اش كه همان استوا است برآمده باشد. قطر زمین از قطب شمال تا قطب جنوب 789983 مایل یا 1271354 كیلومتر است. اما از میان استوا 792641 مایل یا 1275632 كیلومتر است. این تفاوت 26.58 مایل یا 42.78 كیلومتر است. این مقدار فقط 1 به 298 قطر زمین است. این تفاوت به قدری اندک است كه به سادگی نمی توان آن را از فضا تشخیص داد. بنابراین سیاره گرد به نظر می رسد.

همچنین برآمدگی استوا باعث شده که محیط زمین در اطراف منطقه استوا بزرگ تر از قطب ها باشد. محیط اطراف استوا 40075.16 كیلومتر است در حالی كه محیط پیرامون قطب ها فقط 40008.00 كیلومتر است. محیط در جنوب استوا بزرگ ترین محیط زمین است. چنانكه زمین شكل گلابی شكل ملایمی دارد. زمین همچنین كوه ها و دره هایی دارد. اما این اشکال در مقایسه با اندازه زمین به قدری كوچكند كه از فضا زمین صاف به نظر می آید.

زمین مثل همه سیارات منظومه شمسی ما، در مسیری به نام مدار حول خورشید می گردد. زمین حدود 93 میلیون مایل یا 150 میلیون كیلومتر از خورشید فاصله دارد. این فاصله به عنوان یك واحد نجومی (AU) تعریف شده. زمانی كه زمین در نزدیك ترین فاصله اش از خورشید قرار می گیرد، این فاصله پریهلیون نامیده می شود كه اول دی هر سال رخ می دهد. در این زمان زمین به فاصله 91.4 میلیون مایلی یا 147.1 میلیون كیلومتری از خورشید می رسد. یك سال طول می كشد تا زمین یك دور سفر در مدارش را به دور خورشید كامل كند. دورترین فاصله از خورشید آفلیون نامیده می شود كه اول تیر هر سال رخ می دهد. در این زمان فاصله زمین از خورشید 94.8 میلیون مایل یا 152.6 میلیون كیلومتر می شود.

محور زمین از خط عمود تا سطح بیضی 23.45 درجه كج شده. این كجی به ما چهار فصل سال را داده که همان بهار، تابستان، پاییز و زمستان هستند. به خاطر این كه محور كج شده، بخش های مختلف زمین در زمان های مختلف سال به سمت خورشید جهت پیدا می كنند. این موضوع بر مقدار نوری كه از خورشید در هر جهت می رسد تأثیر می گذارد. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره کجی محور زمین و فصل ها اینجا را كلیك كنید.

در استوا سطح زمین با سرعت 40000 كیلومتر در هر 24 ساعت حركت می كند. این سرعت حدود 1040 مایل در ساعت یا 1670 كیلومتر در ساعت است. این محاسبه با تقسیم محیط زمین در استوا (حدود 24900 مایل یا 40070 كیلومتر) بر تعداد ساعات یك شبانه روز (24 ساعت) به دست آمده. هنگامی كه شما به سوی هر یك از دو قطب حركت می كنید این سرعت به تقریباً صفر كاهش پیدا می كند (این وقتی است كه محیط زمین در عرض های جغرافیایی بسیار زیاد به صفر نزدیك می شود).

زمین با سرعت حدود 30 كیلومتر در ثانیه به دور خورشید حركت می كند. این با سرعت چرخش زمین كه نزدیك به 0.5 كیلومتر در ثانیه است فرق دارد (در عرض جغرافیایی میانی-نزدیك به استوا).

برای كسب اطلاعات بیشتر درباره سرعت زمین اینجا را كلیك كنید.

نوسان دما روی زمین بین127- درجه فارنهایت تا 136 درجه فارنهایت (88- درجه سانتی گراد تا 58 درجه سانتی گراد یا 185 كلوین تا 311 كلوین) متغیر است. سردترین دمای ثبت شده روی قاره قطب جنوب (وستوك در تیر 1983) بوده است. گرم ترین دمای ثبت شده مربوط به قاره آفریقا (لیبی شهریور 1922) بوده است.

اثر گلخانه ای گرما را در جو زمین به دام می اندازد. جو به بعضی از شعاع های اشعه مادون قرمز اجازه می دهد كه مجدداً به طرف فضا فرار كنند. بعضی از این اشعه ها به درون سیاره منعكس می شوند.

نویسنده : نظرات () شنبه چهارم شهریورماه سال 1396 - ساعت 22 و 33 دقیقه و 00 ثانیه

با سلام،امروز در این پست مقاله ای در مورد خورشیدگرفتگی ها بر روی سایت قرار داده ام.البته این مقاله کاملا به فصل اول علوم پایه هشتم مربوط است پس خواندن این مقاله را از دست ندهید.

خورشید گرفتگی کامل زمانی رخ می دهد که ماه، خورشید و زمین همگی کاملاً در یک خط قرار می گیرند. به این ترتیب که ماه، بین خورشید و زمین است و به طور کامل جلوی خورشید را سد می کند. در نتیجه سایه ای بر روی زمین ایجاد می کند که مجموعه ای از بینندگان در بخشی از سطح زمین آن را می بینند. اگر شما در قسمت تاریک این سایه باشید یک کسوف کامل را می بینید. برخی از افرادی که در قسمت روشن هستند خورشید گرفتگی جزئی را مشاهده می کنند.

در یک خورشید گرفتگی کامل لازم است عوامل بسیار زیادی هماهنگ باشند. لازم است ماه اندازه و فاصله مناسبی از زمین داشته باشد. همچنین خورشید گرفتگی در ماه نو اتفاق می افتد. (ماه نو فاز اول ماه است. در این فاز ماه در آسمان دیده نمی شود. پس از آن هلال ماه ظاهر می شود). درواقع چنان که گفتیم ماه باید بین خورشید و زمین باشد تا یک خورشید گرفتگی رخ دهد و این اتفاق تنها در ماه نو رخ می دهد.

البته خورشید گرفتگی در هر ماه نویی اتفاق نمی افتد. دلیلش این است که مدار ماه نسبت به مدار زمین به دور خورشید 5 درجه شیب دارد. ستاره شناسان دو تقاطع این مسیرها را گره می نامند. کسوف و خسوف زمانی رخ می دهند که خورشید در گره قرار می گیرد. اگر خورشید در گره باشد و ماه هم ماه نو باشد خورشید گرفتگی رخ می دهد. اگر خورشید در گره باشد و ماه در فاز کامل باشد خسوف یا ماه گرفتگی رخ می دهد. در طول بیشتر ماه ها خورشید یا در بالا یا پایین یکی از گره ها قرار می گیرد و هیچ گرفتگی ای رخ نمی دهد.

ستاره شناسان هر خورشید گرفتگی را با واژه های اندازه و سد شدن طبقه بندی می کنند. بزرگی یک خورشید گرفتگی، درصدی از قطر خورشید است که ماه در طول حداکثر خورشید گرفتگی می پوشاند. مسدود شدن درصد منطقه سطح خورشید است که در حداکثر گرفتگی پوشانده می شود. مثال: در صورتی که ماه نیمی از قطر خورشید را بپوشاند (که به این معنی است که بزرگی خورشید گرفتگی برابر 50 درصد است)، میزان سد شدن (منطقه دیسک خورشید که ماه بر آن لکه تاریک ایجاد می کند)39.1 درصد خواهد بود. این موضوع شاید کمی گیج کننده به نظر برسد.

سایه در خورشید گرفتگی چه بخش هایی دارد؟

سایه ای که در خلال یک خورشید گرفتگی به وسیله ماه بر روی زمین ایجاد می شود به سه بخش تقسیم می شود: ناحیه درونی سایه (umbra)، نیم سایه یا بخش خارجی (penumbra) و پیش سایه (antumbra). ناحیه درونی سایه تاریک ترین قسمت سایه است و جایی است که ماه به طور کامل خورشید را می پوشاند. پیش سایه منطقه ای است که ناحیه درونی سایه را احاطه کرده و جایی است که ماه جلوی خورشید قرار دارد، اما آن را به طور کامل نمی پوشاند بنابراین سایه به تاریکی ناحیه درونی سایه نیست. نیم سایه منطقه بیرونی سایه است، جایی که ماه فقط بخشی از خورشید را می پوشاند.

انواع خورشید گرفتگی ها

سه نوع مختلف از خورشید گرفتگی وجود دارد که عبارتند از خورشید گرفتگی کامل، خورشید گرفتگی جزئی و خورشید گرفتگی چنبری.

خورشید گرفتگی کامل زمانی رخ می دهد که ماه به طور کامل جلوی خورشید را سد می کند. برای مشاهده این کسوف شما باید در وسط سایه ای باشید که توسط ماه ایجاد می شود (ناحیه درونی سایه). کسوف کامل باعث می شود که آسمان خیلی تاریک شود، مثل اینکه شب است.

کسوف چنبری زمانی رخ می دهد که ماه در جلوی خورشید است اما به طور کامل آن را مسدود نمی کند، بنابراین یک حلقه نور در اطراف مرزهای آن ظاهر می شود. این خورشید گرفتگی معمولاً به این دلیل است که ماه در مدارش به دور زمین از زمین دور است و این باعث می شود ماه کوچکتر به نظر برسد.

کسوف جزئی زمانی است که ماه تمام خورشید را مسدود نکرده است. دلیلش این است که ماه و زمین و خورشید به طور کامل در یک راستا یا خط قرار نگرفته اند. وقتی خورشید گرفتگی جزئی است شما ممکن است از یک لکه بر روی خورشید تا تقریبا یک کسوف کامل را مشاهده کنید. درواقع این که چه چیزی را مشاهده می کنید بیشتر به موقعیت تان بر روی زمین بستگی دارد و این که شما در داخل کدام بخش سایه که توسط ماه ایجاد شده قرار دارید.

واقعیت های خواندنی درباره خورشید گرفتگی

- اغلب خورشید گرفتگی ها جزئی هستند.

- به طور متوسط، حداقل 2 و حداکثر 5 خورشید گرفتگی در هر سال به وجود می آید.

- خورشید گرفتگی کامل به طور متوسط هر یک و نیم سال اتفاق می افتد.

- طولانی ترین خورشید گرفتگی کامل حدود هفت و نیم دقیقه طول می کشد.

- خورشید گرفتگی کامل را نمی توان از قطب های شمال و جنوب دید.

- خورشید گرفتگی های تقریباً یکسان هر 18 سال و 11 ماه یک بار اتفاق می افتند. به چرخه های در حال تکرار خورشید گرفتگی ساروس گفته می شود که چنان که گفته شد هر 18 سال و 11 روز رخ می دهد.

- این عاقلانه نیست که به طور مستقیم به یک خورشید گرفتگی کامل نگاه کنیم. به طور مستقیم نگاه کردن در هنگام خورشید گرفتگی کامل می تواند باعث کوری کامل شود.

- در طول یک خورشید گرفتگی کامل، برخی از حیوانات تمایل به گیجی یا خواب آلودگی پیدا می کنند.

- یک خورشید گرفتگی کامل باعث کاهش دما تا 20 درجه می شود.

- در زمان های قدیم، مردم تصور می کردند که کسوف علامت این است که خدایان عصبانی هستند و یا اتفاقات بدی در حال وقوع است.

- در طول روزی که خورشید گرفتگی کامل رخ می دهد هوا گرگ و میش به نظر می رسد.

- کرونا، جو بیرونی خورشید، تنها در طول یک خورشید گرفتگی کامل دیده می شود.

- پس از یک خورشید گرفتگی کامل، حدود یک ساعت طول می کشد تا نور روز بازسازی شود.

- از آنجایی که ماه به آرامی از در حال دور شدن از زمین است می شود، تعداد خورشید گرفتگی های کامل بسیار کم می شود.

- یک کسوف چنبری زمانی رخ می دهد که ماه خیلی دور از زمین باشد این امر باعث می شود به صورت یک دایره سیاه که به وسیله نور خورشید احاطه شده به نظر برسد.

- دانشمندان همچنان به مشاهده خورشید گرفتگی ها علاقه مندند چون چیزهایی برای یادگیری وجود دارد. از جمله رصد کرونا که فضای خارجی خورشید است و تنها هنگام خورشید گرفتگی قابل مشاهده است.

خطر نگاه کردن به خورشید گرفتگی

هرگز در طول خورشید گرفتگی بدون محافظ چشم به طور مستقیم به خورشید نگاه نکنید و البته عینک آفتابی محافظ چشم به حساب نمی آید. بینندگان واقعی خورشید از عینک های آفتابی ای استفاده می کنند که هزاران بار تیره تر از عینک آفتابی عادی هستند.

تنها زمانی می توان با چشم غیر مسلح به خورشید گرفتگی نگاه کرد که جلوی خورشید به طور کامل توسط ماه سد شده باشد. اگر هر بخشی از خورشید پوشیده نشده باشد و تنها بخشی از خورشید گرفته شده باشد به محافظ چشم نیاز است - حتی اگر یک هلال کوچک از خورشید در آسمان باقی بماند.

این هلال می تواند یک سوختگی هلالی شکل در پشت چشم به جا بگذارد. همان طور که خورشید گرفتگی کامل یک سوختگی گرد به جای می گذارد. نباید فکر کرد که نگاه سریع امن است. در واقع، این نگاه های کوچک سریع به هم اضافه می شوند و انباشته می شوند تا نقطه ای که پشت چشم تان آسیب می بیند. مراقب باشید که عینک های قلابی خورشید گرفتگی خریداری نکنید.

نویسنده : نظرات () شنبه چهارم شهریورماه سال 1396 - ساعت 22 و 25 دقیقه و 00 ثانیه

در اصل در پیاز ترکیبات گرگرد وجود دارد که چشمان ما را می سوزاند. وقتی یک پیاز را خرد می کنیم به سلول های آن آسیب می زنیم. سپس آنزیم سنتاز (Synthase) موجود در پیاز با اسیدهای آمینه پیاز که سولفوکسید نام دارند در تماس قرار می گیرد و در نتیجه سولفوکسیدها به اسید سولفنیک تغییر می یابند. بعد اسید سولفنیک به گازی به نام پروپانتیل اس- اکسید (Propanethiol S-oxide) تبدیل می شود که آزاد می شود.

وقتی این گاز با رطوبت داخل چشم های ما مخلوط می شود اسید سولفوریک ملایمی را تشکیل می دهد. این اسید چشم ما را می سوزاند و غدد اشکی ما اشک تولید می کنند تا این محرک را بشویند.

برای کاهش سوزش چشم پیازها را زیر آب بشویید و اشک ها را برای محافظت از چشم ها آماده کنید! به طور طبیعی، بدن شما به شما می گوید که چشم ها را ببندید که البته ایده خوبی نیست. مالیدن چشم ها با دست هم کار دیگری است که معمولاً افراد انجام می دهند اما گاهی به بدتر شدن اوضاع می انجامد. در گذشته برخی می گفتند روشن کردن شمع هم مؤثر است.

نویسنده : نظرات () موضوع : هفتم، نهم، شنبه چهارم شهریورماه سال 1396 - ساعت 22 و 19 دقیقه و 00 ثانیه

اشیاء تنبل اند! آنها حرکت نمی کنند مگر این که یک نیرو -کششی یا فشاری- بر آنها وارد شود. فشار نیرویی است که اشیاء را حرکت می دهد تا از شما دور شوند. کشش نیرویی است که اشیاء را به سمت شما حرکت می دهد. یک توپ بولینگ را تصور کنید که کنارتان روی کف زمین است. از آن جایی که توپ بولینگ سنگین است، همان جا باقی می ماند مگر این که کشش یا فشار را برایش به کار ببرید.

اگر با دستان تان به توپ فشار وارد کنید، توپ شروع به غلطیدن می کند. شما با فشار وارد کردن به توپ یک نیرو به کار می برید. نیرویی که اعمال می کنید باعث می شود توپ حرکت کند. کشش، نیروی متضاد فشار است. کشش نیرویی است که به جانب شما می آید. تصویری که می بینید مسابقه طناب کشی را نشان می دهد. در طناب کشی دو گروه طنابی را در جهت ها- مسیرهای مخالف می کشند. فکرمی کنید کدام طرف برنده می شود؟ بستگی دارد به این که کدام طرف با بیشترین نیرو طناب را بکشد.

افراد شرکت کننده در مسابقه نیرویی را به کار می برند که باعث حرکت می شود

شما در طول روز خیلی وقت ها از نیروهای کششی و فشاری استفاده می کنید. در مدت تنفس یا استراحت می توانید از نزدیک بازی همکلاسی هایتان را تماشا کنید. چه فعالیت هایی کشش یافشار لازم دارند؟ همکلاسی هایتان کشش را به کار می برند یا فشار را؟ آنها ممکن است با چوب به یک گوی ضربه بزنند، توپی را با پا بزنند یا توپی را پرتاب کنند. مقدار نیرویی که برای توپ به کار می برند می تواند جهت و فاصله ای که توپ طی می کند را تغییر دهد.

وقتی متوجه می شوید خودتان و دوستان تان چندین و چند بار ایننیروها را به کار می برید ممکن است حیرت زده شوید.

چگونه نیروها اشیاء را حرکت می دهند؟

یک توپ بسکتبال را با یک دست بلند کنید. نیروی این کشش، توپ را از زمین حرکت می دهد و نمی گذارد توپ بر روی زمین سقوط کند. حالا یک توپ پینگ پونگ را بلند کنید. نیروی مورد نیاز برای بلند کردن یا کشیدن یک توپ پینگ پونگ و نگهداشتن آن و جلوگیری از سقوطش خیلی کمتر از نیروی مورد نیاز برای بلند کردن یا کشیدن توپ بسکتبال است. دلیل این تفاوت این است که توپ بسکتبال جرم بیشتری دارد. اشیائی که جرم بیشتری دارند برای حرکت کردن، چرخیدن و توقف به نیروی بیشتری نیاز دارند.

یک کامیون بزرگ نسبت به یک خودروی کوچک جرم بیشتری دارد. اگر این دو با هم تصادف کنند فکر می کنید که چه اتفاقی می افتد؟ کامیون به قدری جرمش زیاد است که ممکن است به حرکت رو به جلویش ادامه دهد. خودروی کوچک به عقب یا کنار هل داده می شود به خاطر این که جرم کمتری دارد.

می توانید دو توپ با اندازه نامساوی مثل توپ بسکتبال و توپ پینگ پونگ را امتحان کنید. توپ بسکتبال و توپ پینگ پونگ را به سمت یکدیگر بغلطانید. وقتی این دو توپ به هم می رسند چه اتفاقی می افتد؟ بله توپ پینگ پونگ به خاطر جرم توپ بسکتبال که بیشتر است به عقب هل (فشار) داده می شود.

نه فقط باید بر اشیاء نیروهایی اعمال شود تا حرکت کنند، بلکه لازم است نیروهایی هم بر آنها اعمال شود تا از حرکت باز بایستند یا جهت شان تغییر کند. وقتی توپی را به سمت دوست تان پرتاب می کنید، توپ از حرکت باز می ایستد چرا که با یک نیرو مواجه می شود: دست دوست تان. اگر دوست تان توپ را از دست بدهد باز هم توپ نمی تواند تا ابد به حرکتش ادامه دهد. چراکه نیروی جاذبه آن را به سمت زمین می کشد. اصطکاک بین سطح توپ با هوا یا با زمین هم آن را کند می کند. خیلی زود توپ به خاطر این نیروها از غلطیدن باز می ایستد.

برای تغییر دادن جهت یک توپ در حال حرکت ممکن است سعی کنید به آن لگد بزنید یا با چوب به آن ضربه بزنید. این نیروی دیگری را اعمال می کند که باعث می شود توپ در جهت متفاوتی حرکت کند.

چگونه ماشین های ساده به ما کمک می کنند نیرو اعمال کنیم؟

برای ما خیلی سخت است که بعضی از اشیاء را خودمان حرکت دهیم. تصور کنید که بخواهید یک سنگ خیلی بزرگ را از یک باغ حرکت دهید. ممکن است خودتان نتوانید سنگ را بلند کنید. شاید بتوانید از دوست تان کمک بگیرید. به این ترتیب شما دو نفر هر یک نیمی از وزن -مقدار نیروی جاذبه وارد شده بر یک شیء- سنگ را حرکت می دهید. اما در این میان یک معامله انجام می دهید. شما و دوست تان هر دو باید سنگ را به خارج از باغ حرکت دهید. شما هر دو باید در حالی که سنگ را نگه داشته اید راه هم بروید.

بنابراین هریک در حال انجام نیمی از کار هستید. فقط کار را تقسیم می کنید. اما این کمک هم ممکن است کافی نباشد. می توانید شکستن و خرد کردن سنگ و حرکت دادن هر قطعه سنگ به طور جداگانه را امتحان کنید. البته هنوز هم در حال انجام دادن همان مقدار کار هستید. چراکه لازم است هر قطعه سنگ را بلند کنید و به خارج از باغ حمل کنید.

راه دیگر برای حرکت دادن سنگ از باغ استفاده از ماشین های ساده است- ماشین ساده ابزاری بدون قطعات متحرک است و برای آسان تر کردن کار مورد استفاده قرار می گیرد. می توانید از یک اهرم یا یک سطح شیب دار استفاده کنید تا سنگ را حرکت دهید اما باید معامله ای انجام دهید. به نظرتان این معامله چه می تواند باشد؟ بله. اگر از سطح شیب دار استفاده می کنید باید سنگ را به فاصله دورتری انتقال دهید. بنابراین ممکن است استفاده از اهرم را انتخاب کنید که شبیه یک الاکلنگ به نظر می رسد.

تصور کنید که انتهای یک الاکلنگ را زیر سنگ قرار می دهید. حالا طرف دیگر را به پایین فشار دهید. سنگ به نحو ساده تری حرکت خواهد کرد اما این جا هم معامله ای وجود دارد. معامله این است که سنگ تنها مسافت اندکی بالا می رود در حالی که شما باید طرف دیگر یک فاصله- فضای خیلی طولانی که بین دو مکان وجود دارد را رو به پایین فشار دهید. ماشین های ساده با کار می توانند به ما کمک کنند اما نمی توانند به کار بگویند برو!

چه نیروهای دیگری می توانند یک شیء را حرکت دهند؟

انسان ها می توانند با کشیدن یا فشار دادن اشیاء آنها را حرکت دهند. شما هر روز این کار را انجام می دهید. چه نیروهای دیگری می توانند اشیا را حرکت دهند؟ آب در حال حرکت می تواند. رودخانه ای را تصور کنید که از یک کوه به پایین یورش می آورد. آب با خودش چه حمل می کند؟ ممکن است برگ، سنگ های کوچک و شن، شاخه ها و خاک را در این آب ببینید.

همه موادی که گفته شد به نیرویی نیاز دارند تا آنها را حرکت دهد. نیروی آب آنها را به پایین کوه حرکت می دهد.

سرعت -این که چیزی چقدر سریع یا کند حرکت می کند- بر این که چه اشیایی حرکت داده می شوند اثر می گذارد. اگر آب خیلی آهسته حرکت کند اشیای کوچک نیز می توانند حرکت داده شوند و جابجا شوند. اگر آب سریع حرکت می کند فکر می کنید چه اتفاقی رخ می دهد؟ بله. اشیای بزرگ تر را هم می توان حرکت داد. سرعت آب تعیین می کند که چه اشیایی حرکت داده می شوند. باد هم می تواند همین کار را انجام دهد.

وقتی باد آهسته می وزد، می تواند ذره های کوچک ماده را حرکت دهد. وقتی که سریع حرکت می کند ماده خیلی بیشتری را حرکت خواهد داد. شن هایی که همراه باد حرکت می کنند می توانند منحنی ها و دره های تنگی ایجاد کنند. باد مواد زیادی را حرکت می دهد.

به پرچم جلوی در مدرسه تان توجه کنید. در یک روز آرام آویزان باقی می ماند. موقعی که باد نرمی می وزد کمی خش خش می کند. اما وقتی باد سختی می وزد، پرچم مستقیم از دیرک خود به پرواز در می آید. ذرات هوا به سمت پرچم فشار می آورند و باعث می شوند حرکت کند.

نویسنده : نظرات () شنبه چهارم شهریورماه سال 1396 - ساعت 22 و 18 دقیقه و 00 ثانیه

صفحات سایت

تعداد صفحات : 21

آمار بازدید سایت

بازدیدهای امروز : نفر
--------------------
بازدیدهای روز قبل: نفر
--------------------
بازدید این ماه : نفر
--------------------
بازدید ماه قبل : نفر
--------------------
تاریخ آخرین بروز رسانی :
--------------------
كل بازدیدها : نفر

محصولات

پشتیبانی